ویداوین چرا هست؟ یا چرا است؟

ویداوین یک فروشگاه اینترنتی نیست! تولید کننده محصولات دکوراتیو یا تبلیغاتی هم نیست! ویداوین فقط در حال جست و جوی تجربه های جدید از پدیده های آشنا است.

در دنیای بیشتر بشر، چیزها تنها با کاربردشان معنی پیدا می‌کند. حتی به خاطر کاربردشان به وجود می‌آیند. قرن ها است که چکش یک معنی میدهد؛ چیزی که با آن می‌شود با آن به چیز دیگری ضربه زد. با چه ویژگی دیگری میتوانید چنین چیزی را تعریف کنید؟ 

پدیده های طبیعی، هزاران هزار سال قبل توانایی ما برای تعریف کردن، وجود داشتند. وجودشان به خاطر کاربردشان نبود. هرچند شاید بقای آنها به خاطر این بوده باشد. ولی حضور آنها بی شک به خاطر تجربه بوده که میتوانند بیافرینند. به خاطر احساسی که در من و شما به وجود می‌آوردند.

ویداوین از کجا آمده؟

داستان این ماجرا کمی طولانی است. اگر بخواهم اصل آن را تعریف کنم، باید از چندین سال قبل و شوقم برای ساختن چیزهای جدید بگویم. چیزهایی که بیشتر آنها را به کسی نشان هم نمیدادم. تنها برای این ساخته میشدند تا تجربه ای جدید برایم بسازند. سال ها با تلاش هایی از همین جنس میگذشت تا اینکه فهمیدم ساختن در یک رشته مهندسی تنها برای خلق یا بهبود یک کاربرد است. در حالی که من در جست و جوی خلق یا بهبود یک تجربه بودم. فکر میکردم چنین چیزی از جنس هنر و معنی است. اما هنر امروز بسیار متفاوت از تجربه صرف زیبایی است. آنچه امروز ویداوین را ساخته، ایده خلق تجربه ها است، که برای آن باید از هر جنس دانشی کمک گرفت. در ویداوین هیچ اصراری به ساختن یا طراحی چیزهایی که کاربرد مشخصی دارند، نداریم. 

زمان زیادی از شروع واقعی فعالیت ویداوین نمیگذرد. اما در همین زمان  کوتاه اتفاقات خوبی را شاهد بودم که باعث دلگرمی و تلاش مضاعف شده است.

+
کد محصول مختلف
+
دسته بندی محصول
+
مشتری

تجربه تولید

اواخر سال ۹۳ بود که کاملاً اتفاقی شرایط به وجود آمد که بتوانم برای نوروز در برج میلاد غرفه ای در کنار نقاشی سه بعدی ام داشته باشم. اما به هیچ وجه نمیدانستم که در غرفه چه کنم! چرا که نه چیز های کافی برای نمایش داشتم و نه چیزی برای فروش. این در حالی بود که در سال قبلش هر هفته چندین پیام از افراد عادی داشتتم که دوست داشتند نقاشی های سه بعدی در خانه هایشان داشته باشند. اما این موضوع به خاطر هزینه هایش برای آن ها ممکن نبود.

کمتر از سه هفته فرصت داشتم تا ایده ام را عملی کنم. آن هم ایده تولید طاقچه مجازی بود. این در حالی بود که نمیدانستم چطور میتوانم حتی آن طور که میخواهم چاپش کنم. ولی اتفاقی که افتاد باور نکردنی بود. با هرچه سرمایه داشتم و کمک دوستانم با هفت طرح و هزار نسخه راهی نمایشگاه شدیم. بعد از آن به خاطر حجم کارهایی که بود، یکی از دوستانم شریک فعالیت‌هایم شد. شش ماه نگذشت که تیراژ تولید طاقچه مجازی به ده هزار رسید.

آقای خطای دید 

شاید سرعت کارها بیش از حدی که باید، بود. شش ماه که گذشت به چیزی جز طاقچه مجازی فکر نمیکردیم. مدت ها بود که یک نقاشی هم نکشیده بودم. با خصوصیاتی که داشتم تحمل شرایط غیر ممکن شده بود. تلاش و اصرار برای تغییر مسیر هم بی فایده بود. بنابراین مجبور شدم از جایی که خودم ساخته بودم یعنی salso که عملاً اسم مستعارم بود بیرون بیایم. بعد از سرگردانی، مشغول کارهایی شدم که فکر میکردم درست اند.

بعد از یک سال دیوار دفترم پر شد از نام برندهایی که برایشان آثار خطای دید ساخته بودم. حالا بیشتری ها من را با نام آقای خطای دید می‌شناختند.
در این زمان ها بود که دیگر دوست و شریک سابق کارها و زحماتی که کشیده بودم را رها کرد. دیدن مغفول ماندن نامی که ده سال همه جا امضای کارهایم بود، برایم دشوار بود. این شد که امروز میتوانید کارهای آقای خطای دید یا صالح سخندان را با همان نام سابقش ببینید.

ویداوین کجا می‌رود؟

آرزوی ویداوین خلق تجربه های شگفت انگیزی است که به سادگی امکان تجربه آنها وجود ندارد. این اتفاق خواهد افتاد. این اتفاق نیاز به صبر و تلاش زیادی دارد. این هدف را اینجا مینویسم تا فراموشش نکنم.